بی بازگشت – سرگذشتِ اتوماسیون، سرآغازِ تکنولوژی

بی بازگشت – سرگذشتِ اتوماسیون، سرآغازِ تکنولوژی

امروز 26 سال و اندی از حضور من در فولادتکنیک و 27 سال از شروع فعالیت اتوماسیون به شکل اجرایی آن می گذرد. قبلا هم شاید در جایی نوشته ام که داستان این 27 سال و انجام دهها پروژه ی بزرگ و کوچک، دولتی و خصوصی و حساس و نیمه حساس را باید نوشت، اما به دلایل مختلف شاید هیچگاه این داستان بلندِ پر فراز و کم نشیب، نوشته نشود.
داستانی که برخی از سرفصل های آن، به شرح زیر است:
-     شروع طراحی و پیاده سازی نرم افزار اتوماسیون در سال 74
-    آغاز راه اندازی سرد و گرم پروژه های مدرنیزاسیون از سال 78
-    شروع همکاری رسمی با زیمنس از سال 80
-     اضافه شدن گروه مخابرات به اتوماسیون در دهه ی 80
-    آغاز فعالیتهای نصب برق و اتوماسیون و ابزار دقیق از سال 85
-     آغاز به کار کارگاه اتوماسیون در سال 86
-     اضافه شدن واحد سخت افزار به اتوماسیون در دهه ی 80
-     آغاز به کار واحد نرم افزار در دهه ی 80
-     آغاز به کار بخش کالیبراسیون ابزار دقیق در سال 93
-     شروع همکاری رسمی با زیمنس به شکل Cooperation Partner از سال 94
-     اضافه شدن گروه برق به اتوماسیون از سال 98
-    و تجهیز آزمایشگاه اتوماسیون در طول 26 سال به 3 نسل سخت افزار و نرم افزار زیمنس.

در شروع فصلی جدید، اما ظلم بزرگی ست که از اسم رمزِ بخشهای اجرایی این داستان بلند یادی نکنم و از تلاش بی پایان همکاران خالص خود سخنی بر زبان نیاورم، تلاش هایی که هیچگاه آن گونه که شایسته ی آنها بود، مورد تقدیر واقع نشد.

 شاید اشکال از من بود.


اسم رمز تمامیِ پروژه های اجرایی اتوماسیون که در طول این 27 سال انجام شد، یک کلمه ی کلیدی ست به نامِ

 بحران

ما بحران را در شب زنده داری آخرین روز سال 77 وتحویل سال 78 یافتیم، آنگاه که اولین مکانیزمهای کوره بلند 2 ذوب آهن اصفهان از سیستم کنترل روسی 30 ساله به سیستم کنترل جدید زیمنس منتقل شد و در شرایطی عجیب، کوره بلند 2 ذوب آهن اصفهان که در آن سالها یکی از منابع بزرگ اقتصادی کشور بود و هنوز هم هست، بصورت همزمان از هر دو سیستم کنترل قدیم و جدید فرمان می گرفت.
در دل بحران بزرگ فولاد میبد زندگی کردیم، آنگاه که ذوب به درون فورم های کوره، نفوذ کرد و کوره بلند پر سر و صدای میبد را با چالش تعطیلی کامل روبرو ساخت.
در آن تونل های پیچ در پیچ ، بحرانی ترین پروژه ی کشور را با از جان گذشتگی و به خطر انداختن خود و خانواده ی خود، به انجام رساندیم.  
در مدرنیزاسیون کوره های LF مبارکه، در اولین پروژه ی جدی نفتی فولادتکنیک در گچساران، در خط نورد سرد مبارکه، در ...
و به داستان مس سرچشمه رسیدیم از منفی 200 تا مثبت 350 و مدرنیزاسیون واحد اکسیژن فولاد آلیاژی در 30 سالگی و سیستم تنظیم الکترود فولاد آلیاژی اصفهان که در آینده ی نزدیک، فراوان از آن گفته خواهد شد.
اما افق گشایی تکنولوژیکی داستان ما از 8 سال پیش در احیا مستقیم بردسیر آغاز شد. طراحی و پیاده سازی سیستم Level 2 احیا مستقیم که در پروژه ی بردسیر بصورت خودجوش آغاز و در پروژه ی احیا نی ریز بر اساس مستندات قراردادِ امضا شده، به عهده ی ما گذاشته شد و بسیار خوشحالیم که اتوماسیون Level 2 نی ریز را که زمانی با اصرار مشاور هندی شرکت MME (مبنی بر موفقیت آمیز نبودن آن، در طرحهای خارج از کشور که توسط پیمانکاران بزرگ فولاد جهان انجام شده است) و موافقت کارفرما عملا از اسکوپ کار، نه تنها در نی ریز بلکه در میانه و شادگان و بافت نیز حذف شد، با اصرار ما و خودباوری مثال زدنی همکاران، به سرانجامی تاریخی برای شرکت رسید.
در همان سالها بود که نقطه ی ضعف بزرگ فولادتکنیک به تدریج آشکار شد. نداشتن تیم تکنولوژ جهت راه اندازی گرم پروژه ها و به همین دلیل بود که نزدیک به 6 سال پیش، پیشنهاد اضافه شدن نام تکنولوژی به گروه اتوماسیون و به عهده گرفتن مسئولیت چیزی که عملا در شرکت وجود نداشت را به جناب مهندس ابکا دادم و ایشان به دلیل تنش هایی که ممکن است در شرکت به وجود آید، با آن موافق نبودند. ایشان البته با توجه به جو حاکم بر شرکت، درست می گفتند.
اما مشکلات ما در راه اندازی های گرم، روز به روز خود را بیشتر نشان می داد و درخواستهای من به شکل های مختلف از جمله غر زدنهای درون مطالب پرتال شرکت ادامه داشت.
عادتی عجیب در من است، به این شکل که ایده های جدید هر لحظه در این ذهن بی قرار در حال خلق شدنند. تعدادی از این ایده ها با همان کلنجار رفتن های درون ذهنی حذف می شوند، تعدادی دیگر، به بیرون هجوم می آورند و خود را در برابر نقد دیگران و تحلیل های چند باره ی بیرونی و درونی قرار می دهند و بسیار اتفاق افتاده است که ایده ی پالایش شده ی ذهنی، با انکار دسته جمعی دیگران رو به رو شده ولی هر بار، در بازگشت به درون، تقویت شده و با چند بار تکرار، به نقطه ی بی بازگشت رسیده است. نقطه ی بی بازگشت همان نقطه ای ست که ایده ی اولیه، به سطحی از بلوغ و اراده رسیده است که باید وارد فاز پیاده سازی گردد.
نقطه ی بی بازگشت نقطه ای ست که حاضر می شوی تا 26 سال همکاری همراه با عشق و صمیمیت و دوستانی بی نظیر را رها کنی تا به افق های دیگری که انتظارت را می کشند، وارد شوی.

این نقاطِ بی بازگشت
به زندگیِ بی روحِ ماشین زده
و به دل زدگی های عصر ماده
معنا می دهد
تجربه ای ست شیرین
از جنس کشف و شهود  

و من خوشحالم که ازین تجربه های شیرین به تعداد بسیار داشته ام، از تغییر موضوع رساله ی دکترا (علی رغم انکار استاد راهنما) تا بسیاری از سرفصل های داستان بلند اتوماسیون. ایده ی مدیریت تکنولوژی در فولادتکنیک نیز یکی دیگر از آن نقاط بی بازگشت ذهنی من است. نتیجه ی این نقطه ی بی بازگشت، درخواستی بود که در اردیبهشت 1400، بصورت مکتوب ارائه و بر روی انجام آن اصرار کردم. در آخرین بند این درخواست آمده است:
" اگر چنین نگاهی به بخش تکنولوژی در شرکت شکل گیرد، اینجانب علی رغم تعلق فراوان به برق و اتوماسیون، علاقمندم با جدا شدن از گروه برق و اتوماسیون شرکت، مسئولیت پیاده سازی و توسعه ی بخش تکنولوژی فولادتکنیک را عهده دار شوم."         
در انتهای چرخش سبز که در اسفند سال 99 در روزنامه ی دنیای اقتصاد به چاپ رسید، آمده است:  " اکنون ما در نقطه ی عطف تولید فولاد در جهان قرار گرفته ایم و بهترین فرصت جهت سرمایه گذاری در احیا مستقیم و تولید HBI با هدف صادرات ، امروز فراهم شده است" .
انگار که این پیش بینیِ من، به سرعت به حقیقت پیوسته است. مناقصات احیا مستقیم کوچک و بزرگ، از جنس Midrex یا PERED پی در پی در حال برگزاری ست و خوشبختانه فولادتکنیک سهم قابل توجهی از آنها را به خود اختصاص داده است. این یک موقعیت طلایی ست که لازم است تا حداکثر استفاده از آن در شرکت به عمل آید.
تمام تلاش سرسپردگان به میدرکس در کشور بر آن بود تا به هر نحو ممکن، از احداث یک واحد مگامدول پِرِد در کشور جلوگیری به عمل آید، چرا که با توجه به قابلیتهای ذاتی بالاتر پرد نسبت به میدرکس که در پروژه های 800 هزار تنی و به خصوص در نی ریز به اثبات رسید، تنها حربه ی باقیمانده در دست آنان، عدم رزومه ی پرد در واحدهای مگامدول بود که با سرسختی و کوتاه نیامدن و تلاش فراوان و تحسین برانگیز فولادتکنیک در مناقصه ی مگامدول بیجار، این سد مصنوعی پوشالی شکسته شد و آینده ای روشن در پیش روی شرکت قرار گرفت.
اینجا نقطه ی شروع مدیریت تکنولوژی فولادتکنیک است. تلاش شبانه روزی صورت گرفته در 4 سال گذشته در Level2 احیا نیریز منجر به اتفاقاتی شده است که نتیجه ی آن به تدریج آشکار خواهد شد. یکی از این نتایج، ساخت پکیج محاسباتی جهت تهیه ی بیسیک هر واحد احیا مستقیم پرد (که می توان آنرا به میدرکس نیز تعمیم داد) با هر ظرفیت مورد نظر از جمله واحدهای مگامدول 1 و2 دهم، 1 و 7 دهم ، 2 میلیون تن و یا هر ظرفیت دیگری ست (که البته بسیار متفاوت است از یک موازنه ی جرم و انرژی ساده) و قرار هم نیست که دوباره کاری صورت گرفته و وقت و هزینه ی شرکت به هدر رود، از طرف دیگر به دلایل مختلف اصلا امکان چنین کاری هم وجود ندارد. به همین دلیل در اولین جلسه ی برگزار شده با حضور مدیریت محترم عامل، معاونت محترم مهندسی و اینجانب، قرار بر این شد که به عنوان اولین هسته ی زیرمجموعه ی مدیریت تکنولوژی، هسته ی تکنولوژی احیا شکل بگیرد که البته عملا این هسته ی اولیه، 4 سال است که در Level2 نی ریز شکل گرفته است.
نکته ای که ذهن بسیاری از همکاران را در شرکت، درگیر ساخته است اینکه ظاهرا یک موازی کاری در همین ابتدای پروژه ی احیا بیجار بوجود آمده است و آن تعریف مدیریت پروژه ی طراحی مگامدول، به موازات شکل گیری مدیریت تکنولوژی در شرکت است. لازم است روشن شود که تیم تکنولوژی شرکت، تا حد ممکن، بصورت مستقیم درگیر بازی های کارفرمایی – پیمانکاری نخواهد شد مگر در رابطه با بحث های کلان. بنابراین در هر پروژه، تیم طراحی خاص همان پروژه شکل گرفته و با کارفرما مرتبط است. نکته ی اصلی اینجاست که این تیم طراحی در ارتباط با موارد تکنولوژیکی پروژه باید کاملا با تیم تکنولوژی هماهنگ بوده و در ارتباط با موارد مهم، تحتِ کنترلِ مدیریتِ تکنولوژی شرکت باشد.
این نکته ی مهم، البته در جلسه ی فوق الذکر و مشخصا جهت شروع از پروژه ی طراحی مگامدول پرد مورد تاکید هر 3 نفر قرار گرفت و لازم است تا در این پروژه و سایر پروژه های مشابه، از این به بعد مورد عمل قرار گیرد.
ساختار مدیریت تکنولوژی و ماموریت های آن در فصل اول که بر صنعت فولاد متمرکز است، به شرح زیر می باشد:
-    تشکیل تیم احیا جهت طراحی بیسیک واحدهای پرد و میدرکس در ظرفیت های مختلف. چنانکه گفته شد این تیم هم اکنون 4 سال از شکل گیری آن می گذرد و قرار است که با تجربه ی بدست آمده در پرد در طول این 4 سال، طراحی های مربوط به میدرکس نیز انجام شود. با ابلاغ پروژه ی 1 و2 دهم میلیون تن ابرکوه که از جنس میدرکس است، یک صورت مسئله ی جدید برای این تیم تعریف شده و آن، طراحی بیسیک این پروژه است.
-    تشکیل تیم فولادسازی. ماموریت فعلی این تیم، راه اندازی گرم فولادسازی نی ریز و پس از آن، راه اندازی گرم LF ذوب آهن اصفهان است. این تیم هم اکنون، طراحی و پیاده سازی سیستم پیچیده ی الکترود رگولیشن فولاد آلیاژی اصفهان را با موفقیت به پایان برده است که به عنوان بخش اول فعالیت تکنولوژیکی فولادسازی به حساب می آید. پس از راه اندازی گرم هر پروژه، فعالیت حساس طراحی و پیاده سازی اتوماسیون سطح 2 فولادسازی نیز مشابه احیا مستقیم آغاز خواهد شد.
-    تشکیل تیم ریخته گری. ماموریت فعلی این تیم مشابه فولادسازی، ریخته گری نی ریز است و پس از آن، اتوماسیون سطح 2  ریخته گری آغاز خواهد شد.
-    تشکیل تیم کنسانتره و گندله نیز به تدریج آغاز می شود تا در پروژه ی گندله سازی نی ریز به عنوان اولین پروژه به کار گرفته شود.
-    تشکیل تیم نورد در مرحله ی بعدی ست و ماموریت ویژه ای برای این تیم در نظر گرفته شده است که البته در حال حاضر قابل بیان نیست.
-    تولید فولادهای ویژه که یکه تاز صنعت خودرو و حتی صنعت ساختمان، در آینده ی نزدیک است نیز از دیگر ماموریت های تیم تکنولوژی ست.
آنچه که معمولا در ماموریتهای تکنولوژی به چشم می خورد ، طراحی پایه ی مربوط به واحدهای مختلف است که در صنعت فولاد، مشخصا با به کار گیری کارشناسان مهندسی مواد به صورت طبیعی انجام می گیرد. مشابه این تعریف، در گروه تکنولوژی فولادتکنیک نیز پس از 30 سال، منتهی به عنوان بخش کوچکی از ماموریت تکنولوژی، به انجام خواهد رسید.
راه اندازی گرم، فعالیتی است که در چند پروژه ی قبلی شرکت، با استفاده از نیروهای بیرونی شرکت انجام می شده است. از این به بعد این کار بصورت مشترک، با همکاری نفرات تیم تکنولوژی و کارشناسان بیرون از شرکت انجام خواهد شد تا به تدریج دانش راه اندازی گرم واحدها در مدیریت تکنولوژی نهادینه شود. لازم به ذکر است که تا انتهای راه اندازی سرد به طور کامل با گروه اتوماسیون است و پس از آن نیز همکاران گروه اتوماسیون در راه اندازی گرم و حتی در بهره برداری و جهت رفع مشکلات احتمالی مربوط به Level 0  و Level 1 حضور خواهند داشت.
 اما یکی از مواردی که ماموریت مدیریت تکنولوژی فولادتکنیک را با دیگر تعاریف رایج، متفاوت می سازد، اتوماسیون سطح 2 است که نقطه ی کلیدی ورود به تحول دیجیتال در صنعت و Industry 4.0 است.
دنیای امروز و فردا، دنیای تئوری های از پیش تعیین شده و بی خاصیت دانشگاهی نیست. دنیای تحلیل هوشمندانه ی اطلاعات است که رفتار هر لحظه در تغییرِ واحدهای صنعتی را به یک مدل سازی دینامیکی با دقت بالا تبدیل می کند.
 و تمامی اینها پیش نیاز بهینه سازی صنایع مختلف است که در آینده ی بسیار نزدیک، بدون آن هر صنعتی از گردونه ی رقابت و تولید، بیرون خواهد رفت. در این خصوص مقاله ای در روزنامه ی دنیای اقتصاد 17 و 18 اسفند 1400 با عنوان معمای گاز در صنعت فولاد ایران به چاپ رسید. در این مقاله به روشنی نشان داده ام که با افزایش ناگزیر قیمت گاز در سال آینده، بدون بهینه سازی های نرم افزاری، به آسانی، تولید کنندگان ایرانی از گردونه ی بازار جهانی حذف می شوند.
 اینها مفاهیم و ماموریتهای جدید مدیریت تکنولوژی فولادتکنیک است که آن را از دیگر ماموریتهای تکنولوژی در تمامی شرکتهای داخلی و خارجی متمایز خواهد ساخت.
چنین ساختار و ماموریت هایی ست که تیم تکنولوژی فولادتکنیک را به تیمی منحصر به فرد از جنبه های مختلف، از جمله ترکیب نفرات، تبدیل خواهد کرد. در این تیم، مجموعه ی نفراتی از رشته های مختلف مهندسی حضور خواهند داشت که علاوه بر داشتن توانایی های تخصصی حداکثریِ هر رشته، در یک نکته مشترکند و آن پیگیری خستگی ناپذیر در جهت حل مسئله به هر نحو ممکن تا رسیدن به پاسخند.
دغدغه ی این افراد، حضور 8 ساعت در روز و یا 5 روز کار در هفته نیست، اینها به خواب هم که می روند، خواب حل مسئله می بینند.  
اینها که گفته شد، همگی فصل اول تکنولوژی ست که منطبق بر صورت مسئله ی فعلی شرکت، یعنی صنعت فولاد است. پس از صنعت فولاد، وارد صنایع فلزی غیر آهنی و عناصر کمیاب باید شد و در این بخش است که می توان بر روی صنایع استراتژیک آینده از جمله انرژی خورشیدی و پیشنیازهای آن که ساخت پنل های خورشیدی نسل های بعد با استفاده از عناصر جدید است، و یا ساخت باتری های با تکنولوژی متفاوت، که یکی از صورت مسئله های جدی امروز و فردای دنیاست، فعالیهای جدیدی را آغاز کرد.  
            


                     خلیل سجاد
 20 اسفند 1400